تبليغاتX
mardoman.blogfa.com

Tutte le persone sono impegnate a combattere battaglie

quotidiane .ogni battaglia poù essere vinta e rialzare

il morale oppure persa portando sconforto

.ma anche nuova forza ed esperirnza per il futuro

Non si vincono tutte le battaglie a volte bisogna

ammettere la sconfitta ammettere la forza del nemico

.la propria debolezza i propri errori con sincerità

chi non è capace di ammettere i propri errori è condannato

a vivere nella propria finta realtà in cui i propri mali

sono sempre più dolorsi gli altri hanno sempre torto non hanno

diritto di soffrire le proprire battaglie da vittime e non

da carnefià . Il mondo allora diventa piccolo perchè si

.ha più niente da imparare quando si è soddisfatti

:dalla propria presunzione di sapere

.le persone deboli

.che hanno paura di affrontare le consequenze

delle prprie azioni. attaccano per non doversi

difendere sanno di non sapersi difendere

E costringono possono ferire più di un pugno in faccia

.quando non si è capaci di accettare le sconfitte


نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387  توسط leyla  | 



le due befane augurano buon EPIFANIA a tutti


befana با اسب جادوئی خودش پرواز می کرد ...
پرواز و پرواز
در یک لحظه زن پیری مثل خودش که با اسب جاروئی پرواز می کرد را می بیند ...
_ تو کی هستی ؟
دومی _ befana هستم .
_ نه ...!!! befana من هستم , نمی بینی که من جارو دارم ! دماغ دراز و ... !؟
دومی _ خب من هم پرواز می کنم !
_ نمی بینی که من یه ساک پر از هدایا دارم ؟ و در حالیکه گیج شده بود مطمئن بود جادوگر اصلی خودش هست.
همینطور اون یکی هم به نظرش می رسید که خودش befana باشد ...
دومی _ شاید 2 تا befana در دنیا وجود داشته باشد و اون تا حالا متوجه این موضوع نشده بود !!!
اگر هم اینطوری بود برای دادن هدایا به بچه ها امکان آشفتگی زیادی پیش نمی اومد .
_ گوش کن حالا یه مسابقه می دهیم , هر کسی که ببرد اون befana اصلی
خواهد بود و اون یکی مثل یه پیرزن معمولی به زمین برمی گرده .
_ موافقی ؟
_ موافقم . چه مسابقه ای بدهیم ؟
_ یک پرواز رفت و برگشت تا ماه ...!
_ حاضری ؟
_ برو بریم !
2تا پیرزن با موهای سفید پریشان از وزش باد در حالیکه به جاروهایشان
چسبیده بودند به طرف ماه حرکت کردند .
پرواز و پرواز
سرعت زیادی داشتند ...
در زمان مساوی با هم به ماه می رسند و در اطرافش می چرخند و با سرعت زیاد
آماده برگشت به طرف پائین می شوند ... یکی از دیگری سریعتر ...
در یک لحظه هر دو خسته و تسلیم می شوند !
اولی _ یه کاری می کنیم , دنیارو از وسط دو قسمت می کنیم , اینطوری کمتر
خسته می شویم .کمتر کار می کنیم و زمان بیشتری به خودمان اختصاص
می دهیم .اون یکی با حسرت جواب می دهد من نمی دانم چه جوری از زمان
آزادم استفاده کنم ! و با گربه کوچکم WHISKY تنها هستم !
خب اگر بخواهیم خوب فکر کنیم من هم با گربه سیاهم DAFINE تنها هستم .
آن دو نفر در حالیکه همینطوری از زندگی مشترک خودشان , تجاربشان
برای پخش هدایا به بچه های خوب, زشت , بدشانس و غیره حرف می زنند
پی می برند که چیزهای مشترک زیادی بینشان وجود دارد .
با هم پیمان دوستی می بندند و از آن روز به بعد با هم یکی می شوند .
برای همین است که افسانه های زیادی راجع به befana وجود دارد چون یکی نیست بلکه 2تا هستند .

BEFANA THELMA& BEFANA LOUISE

نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387  توسط leyla  | 


در ایتالیا در سطح وسیعی استفاده از توپهای رنگین که از مواد گوناگونی تشکیل

شده دیده می شود .( مواد پلاستیکی که خاطرات 30 سال گذشته را به

یاد می آورد ) اما حالا در تجارت توپهای شیشه ای دمیده شده ای به رنگهای

نقره ای و طلایی و سفید و قرمز در حد مثال زدنی تولید شده است .

اوج استفاده از این توپها بر می گردد به تزئین درخت ناتال که در نوک آن قرار

می گیرد که در اینجا دو عقیده متفاوت وجود دارد یکی اینکه معرف ستاره ای است

و دیگری فرشته ای که از وقایع و جریانات آینده خبر می آورد .

طبق سنت قدیمی آورده شده که درخت ناتال از 26 دسامبر تزئین می شود و تا 6 ژانویه باقی می ماند .

نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387  توسط leyla  | 


Più unico che raro deve considerarsi il fenomeno di questa gente che dopo cinque secoli di permaneza in terra straniera rimane tenacemente attaccata alla parlata agli usi e costumi della terra d'origine

نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387  توسط leyla  | 


Periodo di tempo che trascorre nell'attendere . Attendere significa sia aspettare sia dedicarsi con impegno a qualcosa o qualcuno

نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387  توسط leyla  | 


D'all'esperienza vissuta sono venuto a sapere che nel momento in chi pensavo che una certa donna mi avrebbe rifiutata perchè troppo bella e sofisticata anche lei pensava la stessa cosa di me . E spesso mi metto a pensare che ingiustizia sarebbe stato per i nostri cuori se non avessi avuto il coraggio per fare quel tentativo

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387  توسط leyla  | 


L'odio è considerato intellettualmente la Negazione Eterna . considerato dal punto di vista delle emozioni è una forma di atrofia e uccide tutto tranne sè stesso .

( OSCAR WILDE DE PROFUNDIS )



نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387  توسط leyla  | 


qando infine conterai i giorni del tuo vivere comprenderai l'essenzialità di ogni istante e qual'anche nel cercare non avessi trovarto le ciavi del successo . ti troverai a strigere tra le mani delle chiavi ben più preziose le chiavi del tuo cuore


نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387  توسط leyla  |