تبليغاتX
mardoman.blogfa.com

خیلی وقت بود که دلم می خواست با دل سیر بنویسم

ولی نمی دونم چرا از وقتی که این وبلاگو راه انداختم 

همه اش مشکلی برام پیش می اومد امروز

هم بزنم به تخته انگار یکمی سرم درد

نمی کنه ... ! راستش تا اونجایی که من می دونم

و مطمئن هستم وبلاگهای زیادی در رابطه با ایتالیا

و زبان ایتالیائی راه افتاده و هر کی از هر طریقی که شده خواسته

به دیگری کمک کنه تا در نهایت به یک نتیجه مطلوب برسه  که صد البته

قضاوت درباره نحوه کارشون با من نیست و هیچوقت هم دلم نمی خواد

در این مورد کار کسی از طرف من زیر سوال بره ... !

خب من هم مثل خیلی ها با خانواده ام اینجا زندگی میکنم اما اگه هر کی

با واژه دوری از وطن آشنا باشه میتونه درک کنه که بیشتر با پناه آوردن به نوشتن

میشه کمی آروم گرفت .... من نه مترجم هستم و نه کارم تحلیل خبر از 

 ایتالیاست و هر مطلبی که می نویسم برای تمام آرزوهاییست که داشتم .

نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388  توسط sonia  | 


    Afghanistan,la terra dell'amore impossibile

.una voce di donna interviene al programma radiofonico di reyes monforte

,é maria,una giovane spagnola.sta chiamando dall'afghanistan

é in cerca di aiuto e racconta la sua storia

,dall'amore per un ragazzo afghano,conosciuto a londra

alla decisione di sposarlo, di convertirsi all'islam e di lasciare l'Europa

:ma una volta in afghanistan il sogno di felicità dei due giovani svanisce

la realtà è fatta di miseria e fanatismo religioso.finche i due ragazzi 

...decidono di dire basta

این کتاب در مورد دختر اسپانیائی به اسم ماریاست که داستان زندگی اش در افغانستان را حکایت می کند . او در لندن عاشق یک پسر افغانی می شود و بعد از مدتی تصمیم به ازدواج می گیرند که لازمه ازدواجشان روی آوردن به اسلام از طرف ماریا و رها کردن اروپاست . اما رویای این دو جوان طولی نمی کشد و بدبختی آنها با تعصبات مذهبی شکل می گیرد تا اینکه تصمیم می گیرند ... 

نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388  توسط sonia  | 


Tutte le persone sono impegnate a combattere battaglie

quotidiane .ogni battaglia può essere vinta e rializzare

il morale oppure persa portando sconforto

.ma anche nuova forza ed esperienza per il futuro

Non si vincono tutte le battaglie a volte bisogna

ammettere la sconfitta ammettere la forza del nemico

.la propria debolezza i propri errori con sincerità

chi non è capace di ammettere i propri errori è condannato

a vivere nella propria finta realtà in cui i propri mali

sono sempre più dolorsi gli altri hanno sempre torto non hanno

diritto di soffrire le proprire battaglie da vittime e non

da carnefià . Il mondo allora diventa piccolo perchè si

.ha più niente da imparare quando si è soddisfatti

:dalla propria presunzione di sapere

.le persone deboli

.che hanno paura di affrontare le consequenze

delle proprie azioni. attaccano per non doversi

difendere sanno di non sapersi difendere

E costringono possono ferire più di un pugno in faccia

.quando non si è capaci di accettare le sconfitte


نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387  توسط sonia  | 



le due befane augurano buon EPIFANIA a tutti


befana با اسب جادوئی خودش پرواز می کرد ...
پرواز و پرواز
در یک لحظه زن پیری مثل خودش که با اسب جاروئی پرواز می کرد را می بیند ...
_ تو کی هستی ؟
دومی _ befana هستم .
_ نه ...!!! befana من هستم , نمی بینی که من جارو دارم ! دماغ دراز و ... !؟
دومی _ خب من هم پرواز می کنم !
_ نمی بینی که من یه ساک پر از هدایا دارم ؟ و در حالیکه گیج شده بود مطمئن بود جادوگر اصلی خودش هست.
همینطور اون یکی هم به نظرش می رسید که خودش befana باشد ...
دومی _ شاید 2 تا befana در دنیا وجود داشته باشد و اون تا حالا متوجه این موضوع نشده بود !!!
اگر هم اینطوری بود برای دادن هدایا به بچه ها امکان آشفتگی زیادی پیش نمی اومد .
_ گوش کن حالا یه مسابقه می دهیم , هر کسی که ببرد اون befana اصلی
خواهد بود و اون یکی مثل یه پیرزن معمولی به زمین برمی گرده .
_ موافقی ؟
_ موافقم . چه مسابقه ای بدهیم ؟
_ یک پرواز رفت و برگشت تا ماه ...!
_ حاضری ؟
_ برو بریم !
2تا پیرزن با موهای سفید پریشان از وزش باد در حالیکه به جاروهایشان
چسبیده بودند به طرف ماه حرکت کردند .
پرواز و پرواز
سرعت زیادی داشتند ...
در زمان مساوی با هم به ماه می رسند و در اطرافش می چرخند و با سرعت زیاد
آماده برگشت به طرف پائین می شوند ... یکی از دیگری سریعتر ...
در یک لحظه هر دو خسته و تسلیم می شوند !
اولی _ یه کاری می کنیم , دنیارو از وسط دو قسمت می کنیم , اینطوری کمتر
خسته می شویم .کمتر کار می کنیم و زمان بیشتری به خودمان اختصاص
می دهیم .اون یکی با حسرت جواب می دهد من نمی دانم چه جوری از زمان
آزادم استفاده کنم ! و با گربه کوچکم WHISKY تنها هستم !
خب اگر بخواهیم خوب فکر کنیم من هم با گربه سیاهم DAFINE تنها هستم .
آن دو نفر در حالیکه همینطوری از زندگی مشترک خودشان , تجاربشان
برای پخش هدایا به بچه های خوب, زشت , بدشانس و غیره حرف می زنند
پی می برند که چیزهای مشترک زیادی بینشان وجود دارد .
با هم پیمان دوستی می بندند و از آن روز به بعد با هم یکی می شوند .
برای همین است که افسانه های زیادی راجع به befana وجود دارد چون یکی نیست بلکه 2تا هستند .

BEFANA THELMA& BEFANA LOUISE

نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387  توسط sonia  | 


در ایتالیا در سطح وسیعی استفاده از توپهای رنگین که از مواد گوناگونی تشکیل

شده دیده می شود .( مواد پلاستیکی که خاطرات 30 سال گذشته را به

یاد می آورد ) اما حالا در تجارت توپهای شیشه ای دمیده شده ای به رنگهای

نقره ای و طلایی و سفید و قرمز در حد مثال زدنی تولید شده است .

اوج استفاده از این توپها بر می گردد به تزئین درخت ناتال که در نوک آن قرار

می گیرد که در اینجا دو عقیده متفاوت وجود دارد یکی اینکه معرف ستاره ای است

و دیگری فرشته ای که از وقایع و جریانات آینده خبر می آورد .

طبق سنت قدیمی آورده شده که درخت ناتال از 26 دسامبر تزئین می شود و تا 6 ژانویه باقی می ماند .

نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387  توسط sonia  | 


Più unico che raro deve considerarsi il fenomeno di questa gente che dopo cinque secoli di permaneza in terra straniera rimane tenacemente attaccata alla parlata agli usi e costumi della terra d'origine

نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387  توسط sonia  | 


Periodo di tempo che trascorre nell'attendere . Attendere significa sia aspettare sia dedicarsi con impegno a qualcosa o qualcuno

نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387  توسط sonia  | 


D'all'esperienza vissuta sono venuto a sapere che nel momento in chi pensavo che una certa donna mi avrebbe rifiutata perchè troppo bella e sofisticata anche lei pensava la stessa cosa di me . E spesso mi metto a pensare che ingiustizia sarebbe stato per i nostri cuori se non avessi avuto il coraggio per fare quel tentativo

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387  توسط sonia  | 


L'odio è considerato intellettualmente la Negazione Eterna . considerato dal punto di vista delle emozioni è una forma di atrofia e uccide tutto tranne sè stesso .

( OSCAR WILDE DE PROFUNDIS )



نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387  توسط sonia  | 


qando infine conterai i giorni del tuo vivere comprenderai l'essenzialità di ogni istante e qual'anche nel cercare non avessi trovarto le ciavi del successo . ti troverai a strigere tra le mani delle chiavi ben più preziose le chiavi del tuo cuore


نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387  توسط sonia  |